|
رابطه دين و اخلاق
(برگرفته از كتاب: نظام اخلاقي اسلام)
ابتداء بهتر است مفاهيم اين موضوع تبيين شود.
دين: هدايت و معرفتي است كه بر گرايش و احساس و اعتقاد و
عمل تاثير مي گذارد.
اخلاق: خوي و صفاتي ريشه دار در انسان است كه بر خواست و
پندار و رفتار و گفتار تاثير مي گذارد: اخلاق اين گونه به
عمل و قول و حال و احساس و انديشه و پندار گره مي خورد.
علم اخلاق: دانشي است كه به اين صفات و خوي ها و افراط و
تفريط ها و روابط عملي و كاربردي مي پردازد.
مكاتب اخلاقي: كه با روش هاي متفاوت و مباني متفاوت و
ديدگاههاي متفاوت روي خوبي و بدي كار مي كنند (يعني ملاك
خوبي و بدي را روشن مي كنند) و بر فساد و خطا و گناه تاثير
مي گذارند.
فلسفه اخلاق: بررسي مفاهيم خوبي و بدي و معيارها و ارزش ها
و ثبات و نسبيت و مباني اخلاق از عقل و نفع و پاداش و عشق
و ترس و عادت و تطوري (تحولي) كه بر اخلاق در طول تاريخ
عارض شده است را به عهده دارد.
فلسفه علم اخلاق: بررسي تحولات علم اخلاق از يونان و روم و
هند و چين و ژاپن و آفريقا تا يهوديت و مسيحيت و اسلام و
تا اخلاق عقلي و مستقل از دين و تا اخلاق برخاسته از دين
در بينش فيلسوفان امروز... را به عهده دارد.
نظام اخلاقي: نظام و رشته و رابطه اي است كه ميان علم و
قواعد و روش ها و ديدگاه ها و واقعيت فساد و گرايش هاي
منحط و خوي و خلق و حال و انديشه و عمل و قول هماهنگي
برقرار مي كند. در واقع حال و احساس و انديشه و خيال و قول
و فعل و خوي و صفات آدمي را تبديل مي نمايد.
در موضوع مورد بحث با توجه به تبيين مفاهيم و اصطلاحاتي كه
گذشت، با اين توجه كه اگر دين را به معناي احكام بگيريم،
به معناي وحدت احكام اخلاقي و احكام ديني خواهد بود و
رابطه دين و اخلاق اين طور معنا مي شود.
و اگر دين را به معناي اعتقاد به مبداء و معاد و جزاء و
پاداش بگيريم، رابطه متحول و متزلزل مباني اخلاق و جريان
هاي ديني در طي دوره ها و شرايط و فرهنگ هاي مختلف برقرار
خواهد شد.
در واقع اگر دين به اعتقادات و عبادات و اخلاقيات تفسير
شود و اعتقاد به مبداء و معاد در جزاء و پاداش موثر باشد،
ناچار به نوعي ارتباط متزلزل ميان اخلاق و دين مي رسيم كه
بر اساس تحول شرايط و دوره هاي عقلي و علمي و دوره هاي
تاريخي و حوزه هاي جنسي و اقتصادي، وضعيت متفاوتي خواهد
داشت و چه بسا به تناقض در اديان تعبير شود.
اما اگر دين به معناي هدايت و معرفتي باشد كه بر گرايش و
احساس و اعتقاد و عمل تاثير مي گذارد و با نظام
تربيتي و نظام معرفتي به نظام اخلاقي مي رسد، در اين صورت
وضع عوض خواهد شد؛ چون نظام اخلاقي ديني با تركيبي از
معرفت و محبت و نيت و عمل و عادت ، به تبديل رذائل مي
پردازد و ديگر دستور نمي دهد، كه زمينه مي سازد و بهره مي
گيرد و در هنگام شكست به توبه و شفاعت و جبران مي پردازد.
در واقع هر مرحله از اسلام و ايمان و تقوا و احسان و اخبات
و سبقت و قرب و لقاء و رضوان با احكام و روش ها و انگيزه
ها و مباني متفاوتي همراه است كه در واقع تحول در مباني و
انگيزه ها به تحول در تكاليف و احكام و برخوردها مي
انجامد؛ چه با خود و چه با ديگران، چه با فكر و خيال و وهم
و خوف و حزن و اميد و ياس خود و يا ديگران.
دين با اين مباني به تركيب معرفت و عشق و نيت و عمل سالم و
مستمر با واقعيت صفات و حالات و رفتارهاي آدمي روي خواهد
آورد و او را به داد و ستد مستمر و رشد و خسر مستمر نزديك
خواهد ساخت. |