و اما مرگ پايان نيست

آغاز دويدن هاست

در اين سو، پای ما آماده می گردد ، با رنج و فشار و درد

در آن سو سخت می تازيم تا آن مقصد بی مرز

 

جناب شيخ ساكت بود

نگاهش حرف ها می زد

سكوتش مشعل من بود

سكوتش نور می پاشيد، بر راهم

سياهی های قلبم زود، خيلی زود می مردند

و شادی بر وجودم سايه می انداخت

درون سينه ام يك چشم ديگر پلك وا می كرد

و در اين چشم هستی رنگ ديگر داشت

سختی رنگ ديگر داشت

و مرگ...آهنگ ديگر داشت

 

و با اين چشم من ديدم

خدا در سينه من بود

با من گرم نجوا بود

دلم سرشار از او بود

نه كمبودب برايم بود نه اندوهی

 

با اين چشم ، من ديدم

با او اين همه اندوه شيرين است

و بی او ، زندگی تار است

و بی او زندگی پوچ و سياه و سخت و غمگين است

 

سرم می رفت

چشمم سخت می جوشيد ...

و قلبم همچنان مرغان وحشی بال و پر می زد

 و «او» اين مرغ وحشی را صدا می زد

 و از هستی جدا می كرد...

تا در «بی نهايت» بال بگشايد

در آنجا با سكوت آواز می خواندند

در آن جا با نگاه فرياد می كردند

در آن جا زندگی با رنگ ديگر بود با رنگ سپيد صبح

اما مرگ، تنها آرزوی اين دل آسوده ی من بود

 

سرم می رفت

چشمم سخت می جوشيد

و قلب عاشقم آرام می لرزيد

نگاهم در نگاه شيخ می پيچيد

و با او...

در سكوت آواز می خوانديم...

و با او

با نگاه فرياد می كرديم...

 
 

 

 
  کلام معصوم  
 

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهميّت مى دهند تا مبادا مريض شوند وليكن اهميّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنّم ندارند.

 
 
  خبرنامه  
 
: نام
: ايميل


 
 
  نظرسنجی  
   
 
  معرفی سايت  
 
تبيان
 
كتاب الكترونيك

رابطه دين و اخلاق

(برگرفته از كتاب: نظام اخلاقي اسلام)

 

ابتداء بهتر است مفاهيم اين موضوع تبيين شود.

دين: هدايت و معرفتي است كه بر گرايش و احساس و اعتقاد و عمل تاثير مي گذارد.

اخلاق: خوي و صفاتي ريشه دار در انسان است كه بر خواست و پندار و رفتار و گفتار تاثير مي گذارد: اخلاق اين گونه به عمل و قول و حال و احساس و انديشه و پندار گره مي خورد.

علم اخلاق: دانشي است كه به اين صفات و خوي ها و افراط و تفريط ها و روابط عملي و كاربردي مي پردازد.

مكاتب اخلاقي: كه با روش هاي متفاوت و مباني متفاوت و ديدگاههاي متفاوت روي خوبي و بدي كار مي كنند (يعني ملاك خوبي و بدي را روشن مي كنند) و بر فساد و خطا و گناه تاثير مي گذارند.

فلسفه اخلاق: بررسي مفاهيم خوبي و بدي و معيارها و ارزش ها و ثبات و نسبيت و مباني اخلاق از عقل و نفع و پاداش و عشق و ترس و عادت و تطوري (تحولي) كه بر اخلاق در طول تاريخ عارض شده است را به عهده دارد.

فلسفه علم اخلاق: بررسي تحولات علم اخلاق از يونان و روم و هند و چين و ژاپن و آفريقا تا يهوديت و مسيحيت و اسلام و تا اخلاق عقلي و مستقل از دين و تا اخلاق برخاسته از دين در بينش فيلسوفان امروز... را به عهده دارد.

نظام اخلاقي: نظام و رشته و رابطه اي است كه ميان علم و قواعد و روش ها و ديدگاه ها و واقعيت فساد و گرايش هاي منحط و خوي و خلق و حال و انديشه و عمل و قول هماهنگي برقرار مي كند. در واقع حال و احساس و انديشه و خيال و قول و فعل و خوي و صفات آدمي را تبديل   مي نمايد.

در موضوع مورد بحث با توجه به تبيين مفاهيم و اصطلاحاتي كه گذشت، با اين توجه كه اگر دين را به معناي احكام بگيريم، به معناي وحدت احكام اخلاقي و احكام ديني خواهد بود و رابطه دين و اخلاق اين طور معنا مي شود.

و اگر دين را به معناي اعتقاد به مبداء و معاد و جزاء و پاداش بگيريم، رابطه متحول و متزلزل مباني اخلاق  و جريان هاي ديني در طي دوره ها و شرايط و فرهنگ هاي مختلف برقرار خواهد شد.

در واقع اگر دين به اعتقادات و عبادات و اخلاقيات تفسير شود و اعتقاد به مبداء و معاد در جزاء و پاداش موثر باشد، ناچار به نوعي ارتباط متزلزل ميان اخلاق و دين مي رسيم كه بر اساس تحول شرايط و دوره هاي عقلي و علمي و دوره هاي تاريخي و حوزه هاي جنسي و اقتصادي، وضعيت متفاوتي خواهد داشت و چه بسا به تناقض در اديان تعبير شود.

اما اگر دين به معناي هدايت و معرفتي باشد كه بر گرايش و احساس و اعتقاد و عمل تاثير        مي گذارد و با نظام تربيتي و نظام معرفتي به نظام اخلاقي مي رسد، در اين صورت وضع عوض خواهد شد؛ چون نظام اخلاقي ديني با تركيبي از معرفت و محبت و نيت و عمل و عادت ، به تبديل رذائل مي پردازد و ديگر دستور نمي دهد، كه زمينه مي سازد و بهره مي گيرد و در هنگام شكست به توبه و شفاعت و جبران مي پردازد.

در واقع هر مرحله از اسلام و ايمان و تقوا و احسان و اخبات و سبقت و قرب و لقاء و رضوان با احكام و روش ها و انگيزه ها و مباني متفاوتي همراه است كه در واقع تحول در مباني و انگيزه ها به تحول در تكاليف و احكام و برخوردها مي انجامد؛ چه با خود و چه با ديگران، چه با فكر و خيال و وهم و خوف و حزن و اميد و ياس خود و يا ديگران.

دين با اين مباني به تركيب معرفت و عشق و نيت و عمل سالم و مستمر با واقعيت صفات و حالات و رفتارهاي آدمي روي خواهد آورد و او را به داد و ستد مستمر و رشد و خسر مستمر نزديك خواهد ساخت.

  كليدهاي ميانبر  
 
صفحه نخست                     
درباره استاد                      
گزيده اشعار                      
مؤسسه ليلة القدر                
گزيده سخنرانی ها               
معرفی آثار                        
گزيده آثار                        
كتابخانه                            
گالرى عكس                     
در آينه ديگرى                   
تماس با ما                         
 
 
  معرفی آثار  
  درسهايي از انقلاب 1 - انتظار