|
شبهه ها و فتنه
ها
(از کتاب: وارثان عاشورا)
بسم الله
الرحمن الرحيم
السلام عليک يا
ابا عبدالله
ان الحسين
مصباح الهدی و سفينة النجاة
شبهه و فتنه چه
بدعت ها و انحراف ها که نياورده و چه سنت هايی را که
نشکسته و چه لباس های حقی که بر تن باطل نکرده است.
از همان روز
های اول ، همين شبهه بود که دست رسول(صلی الله عليه و آله
و سلم) را بست و کار علی(عليه السلام) را به بن بست کشاند
و با اسم جوانی و عدالت، کرد آنچه کرد.
و در روزهای
جمل و صفين و خوارج باز همين شبهه باعث شد که با توجه به
رجال و قرّاء و حفّاظ قرآن و يا ازواج رسول(صلی الله عليه
و آله و سلم) و ياران رسول(صلی الله عليه و آله و سلم) و
يا قرآن بر روی نيزه ها و يا عبادت ها و شب زنده داری ها
از علی(علی السلام) روی بر گرفتند و به ديگران پيوستند.
همان طور که در
روزهای مجتبی(علی السلام) همين شبهه بود که ذلت را به امام
حسن(عليه السلام) نسبت داد و خنجر در پای او گذاشت.
و باز همين
شبهه بود که ياران مسلم و جمعيت طالب را حتی يک شب امان
نداد، که از قبل بشيربن نعمان و سپس ابن زياد با عنوان حفظ
امت و تسليم در برابر خليفه و خون مسلمين و لشگر شام و
گندم ری، خون ها را ريخت و حرمت ها را شکست و از هيچ گمان
و سوء ظنی نگذشت.
و تا امروز هم
همين شبهات است که آب را گل آلود می کند تا فتنه ها و
جاذبه ها و تهديدها و تطميع ها زمينه پيدا کنند، تا مادران
و عروسان و وسوسه گران بتوانند ياران مسلم را و بيعت
کنندگان با امام زمان را از يکديگر جدا سازند.
شبهه زمينه ساز
فتنه است و فتنه ها عامل بدعت و انحراف.
در شبهه از
ابهام در اعتقاد و بينش آغاز می کنند و با هجوم به ارزش ها
و اهداف و با زير سوال بردن روش ها و مايوس کردن از نتيجه
ها و حتمی کردن شکست و زبونی، کار بازگشت و وادادگی و
تسليم و ذلت پذيری را آسان می نمايند. در فتنه ها از نقطه
ضعف ها و از طمع ها و ترس ها و تهديدها و جلوه ها و جاذبه
ها با گرفتاری ها و درگيری ها محتمل و متيقن استفاده می
برند.
و با اين هردو،
کار به آن جا می کشد که از دين و سنت کنار می کشی و با
بدعت و انحراف کنار می آيی و می توانی شياطين و طاغوت ها
را تحمل کنی و نمی توانی به خدا و رسول و اولياء او سر
بسپاری که دلزدگی و خستگی و ياس از نتيجه و يا رنج از روش
ها و ناراحتی از برخوردهای بد ، هر کدام می تواند به
تنهايی انسان را بر دين بشوراند. وای به هنگامی که اين
عوامل با هم جمع بشوند و تبليغات وسيع هم، همه را زير پوشش
بگيرد و فشار های اقتصادی و اجتماعی توان و روحيه را بشکند
و نقطه ضعف ها در برابر آفت ها و ميکرب ها آسيب پذير شود و
آن چه که با دست دشمن ممکن نبود با دست دوست عملی می شود.
که قلعه های محکم از درون فتح می شوند و دشمن شکست خورده
از بيرون، جبهه ها را به داخل می کشد و در تاريکی به مقصود
راه می برد که، «والذين کفروا اوليائهم الطاغوت
يخرجونهم من النور الی الظلمات».(1) آدم ها در
کنار شبهه و ابهام، زودتر صيد می شوند و در تاريکی و ابهام
ِ ارزش ها، زودتر خود فروشی و دين فروشی شکل می گيرد.
و اين داستان
را تو امروز شاهد هستی که چگونه ضعف ها و سستی ها جای خود
را به عصيان و نفرت و حتی کفر و بازگشت می سپارد و چگونه
از برخوردهای بد دوستان و جاذبه های مطلوب دشمنان دستاويزی
برای ارتداد و بازگشت يا تردد و حيرت و يا درگيری های روحی
و جنگ و جدال اعصاب و يا بی خيالی و روزمرّگی فراهم می شود
تا آن جا که حال شنيدن و حوصله گفت و گو و حتی درد دل باقی
نمی ماند، چون ديگر اميد نتيجه و انتظار حاصلی نيست... .
من معتقدم که
دنيا طلبی و فتنه ها و بازيگری های يک دسته ، به توزيع غلط
امکانات و در نتيجه به استدعای رفاه و تقاضای امکانات و
دستيابی به وسط لحاف انجاميده و معتقدم که اين برخورد های
غلط عامل اين مشکلات شده است، ولی اين اعتقاد را هم دارم
که مرض، بيش از آن که به ميکرب و عامل خارجی مربوط شود به
استعداد و آمادگی و ضعف ها و آسيب پذيری خود ما باز می
گردد و همين است که در اين شب ها به تحليل اين ضعف ها و
بررسی راه حل ها و علاج ها روی آورده ايم تا با اين
بازسازی بتوانيم در هر موقعيتی ، خوب موضع گيری کنيم، و در
برخورد با شبهه و فتنه و وسوسه و بدعت، همراه نور و هدايت
و بينات و فرقان بتوانيم مسلط و سالم و بهره مند باشيم.
حضرت امير(عليه
السلام) در نهج البلاغه در خطبه آخری که بر روی سنگ
خواندند از اشتياق به يارانی می گويند و اشک می ريزند که،
«رکبوالطريق و مضوا علی الحق»، که، «تلوالقرآن
فاحکموه و تدبّروا الفرض فاقاموه...و ثقوا بالقائد
فاتبعوه...»(2).
حضرت در اين
بيانات از حق و هدف و از طريق و راه و از قائد و رهبر و از
آداب و فقه حرکت گفت و گو دارند.
با توجه به اين
مطالب و همراه اين بينات و با دستيابی به يک ميزان مشخص و
فرقان حاکم، می توان از بند شبهه رهيد و زمينه فتنه را
ضعيف کرد و از انحراف ها و بدعت ها رها شد...
هدف، راه را
مشخص می کند و خصوصيات رهبر را نشان می دهد و آداب حرکت و
فقه راه رو را مفهوم و مقبول و مطلوب می سازد.
هدف ، راه ،
قائد ، و سنت و ادب حرکت ، چراغ روز های شبهه و مرکب در
هنگام هجوم فتنه و امواج سهمگين آن هستند.
ان الحسين
مصباح الهدی و سفينة النجاة .
1)
سوره بقره آيه
257
2)
نهج البلاغه
صبحی صالح، خطبه 182. |