و اما مرگ پايان نيست
آغاز دويدن هاست
در اين سو، پای ما آماده می گردد ، با رنج و فشار و درد
در آن سو سخت می تازيم تا آن مقصد بی مرز
جناب شيخ ساكت بود
نگاهش حرف ها می زد
سكوتش مشعل من بود
سكوتش نور می پاشيد، بر راهم
سياهی های قلبم زود، خيلی زود می مردند
و شادی بر وجودم سايه می انداخت
درون سينه ام يك چشم ديگر پلك وا می كرد
و در اين چشم هستی رنگ ديگر داشت
سختی رنگ ديگر داشت
و مرگ...آهنگ ديگر داشت
و با اين چشم من ديدم
خدا در سينه من بود
با من گرم نجوا بود
دلم سرشار از او بود
نه كمبودب برايم بود نه اندوهی
با اين چشم ، من ديدم
با او اين همه اندوه شيرين است
و بی او ، زندگی تار است
و بی او زندگی پوچ و سياه و سخت و غمگين است
سرم می رفت
چشمم سخت می جوشيد ...
و قلبم همچنان مرغان وحشی بال و پر می زد
و «او» اين مرغ وحشی را صدا می زد
و از هستی جدا می كرد...
تا در «بی نهايت» بال بگشايد
در آنجا با سكوت آواز می خواندند
در آن جا با نگاه فرياد می كردند
در آن جا زندگی با رنگ ديگر بود با رنگ سپيد صبح
اما مرگ، تنها آرزوی اين دل آسوده ی من بود
چشمم سخت می جوشيد
و قلب عاشقم آرام می لرزيد
نگاهم در نگاه شيخ می پيچيد
و با او...
در سكوت آواز می خوانديم...
و با او
با نگاه فرياد می كرديم...
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همان طورى كه آب، آتش را خاموش مى كند، همچنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نمايد.
عضويتلغو عضويت
اين نوشته از دو بخش تشکيل شده يکی: درآمدی بر علم اصول و دوم: جايگاه فقه و شوون فقيه.
در بخش اول: با توجه به ضرورت تحول در فقه و در اصول تا آن جا که فقه مقاصد نه کلام و فقه در وسعت دين نه تنها در محدوده احکام، مطرح می شود و اين گستردگی در فقه، به گستردگی در اصول می انجامد، به عناوينی چون: اصول گسترده، تاريخ اصول، تحول اصول، نگاه تطبيقی، علم اصول، تعريف آن، موضوع، غايت، تمايز علوم و... می پردازد.
در بخش دوم: نويسنده کوشيده با توجه به رکود فقه موجود در حوزه و گريز از آن، به راه کاری دست يازد تا اين رکود را به جريان اندازد و بيان کرده که با تجديد نظر در مسايلی از قبيل: موضوع فقه اسلامی، شکل و فرم فقه اسلامی، روش استنباط و شوون فقيه، ناچار بايد به تطور فقه اسلامی و مذاهب فقهی و تاثيری که هر يک از اين مذاهب بر ديگری داشته اند، نظر داشته باشيم. که با توجه به اين تطور در فقه اسلامی، هم جواب کسانی داده می شود که:
1_ فقه اسلامی را زاييده تلمود و حقوق موضوعه يونان و روم و يمن می دانند،
2_ و هم تعصب ها نسبت به يک شکل خاص و يا موضوع محدود و يا روش ناهنجار، از ميان می رود،
3_ و هم با توجه به تاثير متقابل مذاهب فقهی به روش اصيل فقه شيعی، دسترسی پيدا می شود،
4_ و هم شوون فقيه و کارهای او مشخص می شود.